ترجمه "substantive" به فارسی
اسم, اساسی, گوهرین بهترین ترجمه های "substantive" به فارسی هستند.
substantive
adjective
noun
دستور زبان
Of the essence or essential element of a thing; as, "substantive information". [..]
-
اسم
nounA word that can be used to refer to a person, place, thing, quality, or idea; a part of speech. It can serve as the subject or object of a verb. For example, a table or a computer.
-
اساسی
noun -
گوهرین
-
ترجمه های کمتر
- اصولی
- زیاد
- واقعی
- بودنی
- جوهری
- معتنایه
- هستمند
- هستومند
- بنیادی
- وافر
- محتوامحور
- معتبر، اساسی
- کلان
- ذاتی
- مفصل
- رسمی
- دائم
- حقیقی
- فراوان
- (دستور زبان) اسم به ذات
- (رتبه و مقام ارتشی) کادر
- خود باش
- خود بساز
- غیر موقت
- قائم به ذات
- وابسته به حقوق و اصول قانون (در برابر تشریفات و سازمان ها و فرایندهای قانونی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substantive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Substantive
-
قابل توجه، به مقدار زیاد
عباراتی شبیه به "substantive" با ترجمه به فارسی
-
با داشتن هستی جداگانه · بطور اسم
-
اسم
-
حق اساسی (حق ادامه حیات و آزادی و غیره که مافوق و مستقل از قوانین مدنی و حقوقی هستند) · حق گوهرین
-
موافقت اصولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن