ترجمه "substantiative" به فارسی
بادلیل اثبات شده, تجسم یافته, محقق شده بهترین ترجمه های "substantiative" به فارسی هستند.
substantiative
adjective
serving to support or corroborate; "collateral evidence"
-
بادلیل اثبات شده
-
تجسم یافته
-
محقق شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substantiative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "substantiative" با ترجمه به فارسی
-
اثبات · اعتبار · بازبینی · تایید · تجسم · تحقق · تحقیق · تنفیذ · صحت
-
اساس · جسمیت · مادیت
-
(فلسفه) جوهر گرایی
-
اساس دادن یااساس پیدا کردن · دارای وجود خارجی کردن یا شدن
-
اساسا · دراساس · درواقع
-
جسمیت
-
یساسا تامدخ
-
دمآرد هجوت لباق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن