ترجمه "substation" به فارسی
ایستگاه فرعی, پستخانه ی کوچک بهترین ترجمه های "substation" به فارسی هستند.
substation
noun
دستور زبان
A site where electricity supplied by long-distance (high-voltage) transmission lines is transformed and/or regulated for local (low-voltage) distribution. [..]
-
ایستگاه فرعی
That's the old substation.
که ایستگاه فرعی قدیمی هست
-
پستخانه ی کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "substation" با ترجمه به فارسی
-
پست برق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن