ترجمه "substantively" به فارسی

با داشتن هستی جداگانه, بطور اسم بهترین ترجمه های "substantively" به فارسی هستند.

substantively adverb دستور زبان

In a substantive manner, or to a substantive extent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با داشتن هستی جداگانه

  • بطور اسم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " substantively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "substantively" با ترجمه به فارسی

  • قابل توجه، به مقدار زیاد
  • اسم
  • حق اساسی (حق ادامه حیات و آزادی و غیره که مافوق و مستقل از قوانین مدنی و حقوقی هستند) · حق گوهرین
  • (دستور زبان) اسم به ذات · (رتبه و مقام ارتشی) کادر · اساسی · اسم · اصولی · بنیادی · بودنی · جوهری · حقیقی · خود باش · خود بساز · دائم · ذاتی · رسمی · زیاد · غیر موقت · فراوان · قائم به ذات · محتوامحور · معتبر، اساسی · معتنایه · مفصل · هستمند · هستومند · وابسته به حقوق و اصول قانون (در برابر تشریفات و سازمان ها و فرایندهای قانونی) · وافر · واقعی · کلان · گوهرین
  • موافقت اصولی
  • قابل توجه، به مقدار زیاد
اضافه کردن

ترجمه های "substantively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه