ترجمه "substrate" به فارسی

بستر, پیشماده, (زیست شناسی) رجوع شود به medium بهترین ترجمه های "substrate" به فارسی هستند.

substrate adjective verb noun دستور زبان

(biochemistry) What an enzyme acts upon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun

    chemical species being observed, in chemistry

    in a machine substrate lies far outside the limits in biological tissue.

    در بستر ماشین خارج از مرزهای موجود در بافت زیستی قرار می گیرد.

  • پیشماده

    molecule upon which an enzyme acts

  • (زیست شناسی) رجوع شود به medium

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به substratum
    • گوهر مایه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " substrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Substrate
+ اضافه کردن

"Substrate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Substrate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "substrate" با ترجمه به فارسی

  • تخمير سوبستراي جامد · تخمير فاز جامد · تخمیر حالت جامد
  • سوبستراهاي خاك · محيط رشد ريشهزايي · محیط رشد
  • سوبستراهاي كشت · محيطهاي مغذي · محیطهای کشت
اضافه کردن

ترجمه های "substrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه