ترجمه "subtlety" به فارسی
ظرافت, زیرکی, فندگری بهترین ترجمه های "subtlety" به فارسی هستند.
subtlety
noun
دستور زبان
(uncountable) The quality or fact of being subtle. [..]
-
ظرافت
Yeah, well, the Cardinal's not known for his subtlety.
آره کاردینال به ظرافت و تیزبینی معروف نیست
-
زیرکی
nounYou are wise, maybe, Mithrandir, yet with all your subtleties you have not all wisdom.
تـو ممکـن اسـت خردمند باشی میتراندیر، ولی با همهی زیرکی دانش تو در این مورد کامل نیست.
-
فندگری
-
ترجمه های کمتر
- موبینی
- ناهمفشردگی
- بسط
- باريك بيني
- حیله گری
- ریزه کاری
- ظریف انگاری
- عدم تراکم
- نازک انگاری
- هر چیزظریف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subtlety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن