ترجمه "suburban" به فارسی
شهرکستانی, شهرکی, فراشهری بهترین ترجمه های "suburban" به فارسی هستند.
suburban
adjective
noun
دستور زبان
Relating to or characteristic of or situated on the outskirts of a city. [..]
-
شهرکستانی
-
شهرکی
-
فراشهری
-
ترجمه های کمتر
- اهل حومه
- اهل حومه شهر
- حومه ای
- حومه نشین
- شهرک نشین
- وابسته به حومه یا شهرک
- کوته بین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suburban " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suburban" با ترجمه به فارسی
-
حومه ای کردن یا شدن · حومه نشین شدن یا کردن · شهرک نشین کردن یا شدن
-
برون شهر · حومه شهر · حومه نشینی
-
كشاورزي پیراشهري · کشاورزی برونشهری
-
ناحيه حومهاي · نواحی حومهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن