ترجمه "suburbs" به فارسی
حومه, اطراف, حوالی بهترین ترجمه های "suburbs" به فارسی هستند.
suburbs
noun
دستور زبان
Plural form of suburb. [..]
-
حومه
nounWith melancholy helooked back at the last suburb of Zenith.
به بیت با دل گرفته به آخرین ناحیه حومه زنیط نگریست.
-
اطراف
I don't want to stop people living in towns, or in suburbs for that matter.
نمیخواهم که مردم در شهر و یا اطراف آن زندگی نکنند.
-
حوالی
the platoon firing of the line and of the soldiers from the suburbs sustained the artillery.
تیراندازی افراد صف، و افراد نیروی حوالی شهر از توپخانه حمایت میکرد.
-
حول وحوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suburbs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suburbs
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Suburbs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suburbs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "suburbs" با ترجمه به فارسی
-
(با: the - جمع) شهرهای ماهواره ای (اقماری) · برون شهر · حومه · حومه شهر · حومه نشینی · حومه ها · شهرک · شهرکستان · فراشهر · فراشهرگان
-
(با: the - جمع) شهرهای ماهواره ای (اقماری) · برون شهر · حومه · حومه شهر · حومه نشینی · حومه ها · شهرک · شهرکستان · فراشهر · فراشهرگان
-
(با: the - جمع) شهرهای ماهواره ای (اقماری) · برون شهر · حومه · حومه شهر · حومه نشینی · حومه ها · شهرک · شهرکستان · فراشهر · فراشهرگان
-
(با: the - جمع) شهرهای ماهواره ای (اقماری) · برون شهر · حومه · حومه شهر · حومه نشینی · حومه ها · شهرک · شهرکستان · فراشهر · فراشهرگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن