ترجمه "successively" به فارسی
پیاپی, متوالیا, پشت سر هم بهترین ترجمه های "successively" به فارسی هستند.
successively
adverb
دستور زبان
In a serial or successive manner; one following another. [..]
-
پیاپی
The successive and simultaneous scenes of this grand slaughter we renounce all attempts at depicting.
صحنههای پیاپی و بی فاصله این کشتار فجیع را بیش از این تشریح نمیکنیم.
-
متوالیا
-
پشت سر هم
It has been a trying day, in a long succession of many.
امروز ، روز سختي بود که همه چيز پشت سر هم اتفاق افتاد.
-
پی در پی
Shots followed shots in rapid succession. The smoke of the powder hung about the sportsmen
پی در پی گلوله شلیک میشد و دو باروت روی سرشان آویخته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " successively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "successively" با ترجمه به فارسی
-
توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
-
توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
-
موفقیت مالی
-
(در فرقه ی کاتولیک) اعتقاد بر این که ماموریت تبشیر که از سوی عیسی به پطروس مقدس محول شد نسل اندر نسل تا به امروز به اسقف ها ارث می رسد · خلافت رسولی
-
مدیریت موفق
-
توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
-
توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
-
مفهومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن