ترجمه "successively" به فارسی

پیاپی, متوالیا, پشت سر هم بهترین ترجمه های "successively" به فارسی هستند.

successively adverb دستور زبان

In a serial or successive manner; one following another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیاپی

    The successive and simultaneous scenes of this grand slaughter we renounce all attempts at depicting.

    صحنههای پیاپی و بی فاصله این کشتار فجیع را بیش از این تشریح نمیکنیم.

  • متوالیا

  • پشت سر هم

    It has been a trying day, in a long succession of many.

    امروز ، روز سختي بود که همه چيز پشت سر هم اتفاق افتاد.

  • پی در پی

    Shots followed shots in rapid succession. The smoke of the powder hung about the sportsmen

    پی در پی گلوله شلیک میشد و دو باروت روی سرشان آویخته بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " successively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "successively" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "successively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه