ترجمه "successive" به فارسی

متوالی, پیاپی, متعاقب بهترین ترجمه های "successive" به فارسی هستند.

successive adjective دستور زبان

Coming one after the other in a series. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متوالی

    adjective

    With each successive lap, there will be fewer and fewer chariots.

    با دورهای متوالی ، ارابه ها کمتر و کمتر میشن

  • پیاپی

    The successive and simultaneous scenes of this grand slaughter we renounce all attempts at depicting.

    صحنههای پیاپی و بی فاصله این کشتار فجیع را بیش از این تشریح نمیکنیم.

  • متعاقب

    His deliberate deeds passed through three successive phases, which natures of a certain stamp can alone traverse, reasoning, will, perseverance.

    تفکرات پیشینش، از سه مرحله متعاقب که فقط طبایع قوی قادر به پیمودن آنند، یعنی از تعقل، از اراده، از لجاج گذشته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • بعدی
    • خلفی
    • منتج
    • تابع
    • پس آیند
    • پشت سر هم
    • پی آیند
    • پی در پی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " successive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Successive
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پی در پی، متوالی

عباراتی شبیه به "successive" با ترجمه به فارسی

  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • موفقیت مالی
  • (در فرقه ی کاتولیک) اعتقاد بر این که ماموریت تبشیر که از سوی عیسی به پطروس مقدس محول شد نسل اندر نسل تا به امروز به اسقف ها ارث می رسد · خلافت رسولی
  • مدیریت موفق
  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • متوالیا · پشت سر هم · پی در پی · پیاپی
اضافه کردن

ترجمه های "successive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه