ترجمه "successfully" به فارسی
بخوبی, باکامیابی, با اخذ نتیجه خوب بهترین ترجمه های "successfully" به فارسی هستند.
successfully
adverb
دستور زبان
In a successful manner; with success; without failing. [..]
-
بخوبی
For the groom to carry out his responsibility for wedding preparations successfully, he must communicate effectively.
مشورتی صحیح داماد را یاری میکند تا مسئولیتش را در خصوص آمادهسازی مراسم عروسی بخوبی به انجام رساند.
-
باکامیابی
-
با اخذ نتیجه خوب
-
با موفقیت
They are specific tasks that must be accomplished for the job to be completed successfully.
اینها کارهایی هستند که برای آنکه کار با موفقیت کامل روبهرو گردد باید انجام شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " successfully " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن