ترجمه "successful" به فارسی

موفق, کامگار, کامیاب بهترین ترجمه های "successful" به فارسی هستند.

successful adjective دستور زبان

Resulting in success; assuring, or promotive of, success; accomplishing what was proposed; having the desired effect; prosperous; fortunate; happy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موفق

    adjective

    resulting in success

    Instead, they had three characteristics, the really successful teams.

    در عوض گروه هایی که سه ویژگی رو داشتند، موفق ترین ها بودند.

  • کامگار

    resulting in success

  • کامیاب

    Indeed, for an essential hotel in a great and successful American commercial city, it was almost too luxurious.

    واقعا هم برای هتل اصلی این شهر تجاری بزرگ و کامیاب آمریکائی این همه تجمل زیاد بود.

  • ترجمه های کمتر

    • کامروا
    • کامکار
    • كامياب
    • کامران
    • کامروایانه
    • رستگار
    • موفقیت آمیز
    • کامیابی آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " successful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Successful
+ اضافه کردن

"Successful" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Successful در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "successful" با ترجمه به فارسی

  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • موفقیت مالی
  • (در فرقه ی کاتولیک) اعتقاد بر این که ماموریت تبشیر که از سوی عیسی به پطروس مقدس محول شد نسل اندر نسل تا به امروز به اسقف ها ارث می رسد · خلافت رسولی
  • مدیریت موفق
  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • توالي اوليه · توالي ثانويه · توالي طبيعي · توالي گياهي · توالی بومشناختی
  • متوالیا · پشت سر هم · پی در پی · پیاپی
اضافه کردن

ترجمه های "successful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه