ترجمه "succorer" به فارسی

کمک, یار بهترین ترجمه های "succorer" به فارسی هستند.

succorer noun دستور زبان

someone who succors [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمک

    noun

    My child will not die of that frightful malady, for lack of succor.

    بچهام دیگر از این مرض خطرناک به دلیل کمک نرسیدن نخواهد مرد.

  • یار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " succorer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "succorer" با ترجمه به فارسی

  • دستگیری، عون، غوث، کمک، مدد، مساعدت، معاضدت، همدستی، یاری · مدد · مدد رسان · مدد رساندن (انگلیس : succour) · منبع پایمردی · وزارت · وسیله کمک · پایمرد · پایمردی · پایمردی کردن · کمک · کمک کردن یا رساندن · یاری · یاور
اضافه کردن

ترجمه های "succorer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه