ترجمه "succour" به فارسی

یاری, کمک, دستگیری بهترین ترجمه های "succour" به فارسی هستند.

succour Verb verb noun دستور زبان

(UK) Alternative spelling of succor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاری

    noun

    Action given to provide assistance.

    But the horsemen rode eastward to the succour of Jomer

    اما سواران برای یاری رساندن به ائومر به سوی شرق راندند

  • کمک

    noun

    Action given to provide assistance.

    I supplicate you, Monsieur heretofore the Marquis, to succour and release me.

    از شما استدعا دارم، آقای مارکی سابق که کمک کنید تا آزاد شوم.

  • دستگیری

    noun

    This I know, and it is enough, that as my friend Aragorn succoured me and my people

    ایـن را میدانم و همین برایم کافی است که آراگورن از من و مردم من دستگیری کرده است.

  • ترجمه های کمتر

    • امداد
    • وزارت
    • دستگیری کردن
    • یاری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " succour " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "succour" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "succour" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه