ترجمه "suckers" به فارسی

مکینهها ترجمه "suckers" به فارسی است.

suckers noun

Plural form of sucker. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکینهها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suckers " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Suckers noun

plural of [i]Sucker[/i]

+ اضافه کردن

"Suckers" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suckers در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "suckers" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - خودمانی) آدم گولو · (امریکا -خودمانی) شیفته · (امریکای - خودمانی) آدم · (جانورشناسی) ماهی مکنده (تیره catostomidae و راسته ی cypriniformmes بومی آبهای شیرین آسیای شرقی و امریکا شمالی) · (شخصی یا دستگاه) مکنده · (گیاه شناسی) زیر شاخه (شاخه های که از بیخ درخت می روید و نیروی آن را می گیرد) · آدم ساده لوح · ابله · احمق · اندام مکش · بخش مکنده ی تلمبه یا دهان زالو و غیره · بن شاخه · دیوانه ی چیزی · رجوع شود به lollipop · زود باور · زودباور · زیر شاخه ها را کندن 0 · زیرشاخه در آوردن 1 · ساده لوح · سوپاپ پیستون · شخص · فریب خورده · مرده ی چیزی · مرغ نوروزی · مکشگر · مکینه · کنده · گوشبری کردن · گول · گول خور · گول زدن · یارو
  • پاجوشبرداری
  • ضربه غیره منتظره · مشت ناگهان
  • ضربه غیره منتظره · مشت ناگهان
  • (امریکا - خودمانی) آدم گولو · (امریکا -خودمانی) شیفته · (امریکای - خودمانی) آدم · (جانورشناسی) ماهی مکنده (تیره catostomidae و راسته ی cypriniformmes بومی آبهای شیرین آسیای شرقی و امریکا شمالی) · (شخصی یا دستگاه) مکنده · (گیاه شناسی) زیر شاخه (شاخه های که از بیخ درخت می روید و نیروی آن را می گیرد) · آدم ساده لوح · ابله · احمق · اندام مکش · بخش مکنده ی تلمبه یا دهان زالو و غیره · بن شاخه · دیوانه ی چیزی · رجوع شود به lollipop · زود باور · زودباور · زیر شاخه ها را کندن 0 · زیرشاخه در آوردن 1 · ساده لوح · سوپاپ پیستون · شخص · فریب خورده · مرده ی چیزی · مرغ نوروزی · مکشگر · مکینه · کنده · گوشبری کردن · گول · گول خور · گول زدن · یارو
اضافه کردن

ترجمه های "suckers" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه