ترجمه "sucking" به فارسی
جذب, عمل مکیدن, مکش بهترین ترجمه های "sucking" به فارسی هستند.
sucking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of suck. [..]
-
جذب
noun -
عمل مکیدن
noun -
مکش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sucking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sucking" با ترجمه به فارسی
-
(عادت بد اسب) هواخواری · بلعیدن هوا
-
کیر مکیدن
-
(با تلمبه یا پمپ و غیره) مکینه کردن · (با: into) برو بردن · (خودمانی - زننده) آلت تناسلی مرد را مکیدن · (خودمانی) بسیار بد بودن · (مجازی) از رمق انداختن · تحلیل بردن · جذب · جذب شدن · جذب کردن · جرعه 3 · در ورطه افتادن · درآشامیدن · دردهان نگهداشتن و حل کردن · درون کشیدن · درکشیدن · شیره یا شهد چیزی را کشیدن · صدای مکیدن 1 · عمل مکیدن · عمل مکیدن 2 · فروکشیدن · ماده ی مکیده شده · مقدار مکیده شده در هربار · مک · مک زدن · مک زنی · مکاندن · مکش · مکش 0 · مکیدن · مکیده شدن · میک · هش کشیدن · هوت کشیدن · چوشیدن · کشانده شدن · کشیدن · گند بودن
-
شپش مکنده · شپش مکنده (رجوع شود به louse)
-
حشرات مکنده
-
بچهخوکها
-
تريكودكتس · شپشهاي جونده · شپشهاي مكنده · شپشهاي گزنده · كوكلوتوگاستر · كولومبيكولا · ليپوروس · منوپن · نازیندمیان · پوستالهخواران · گونيودس
-
لشک. لذاک. لازک. کوسه چسب. کوسه مَک. کوشه کش. چسبک. چسبک ماهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن