ترجمه "suck" به فارسی
مکیدن, مک, میک بهترین ترجمه های "suck" به فارسی هستند.
suck
Verb
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To use the mouth and lips to pull in (a liquid, especially milk from the breast). [from 9th c.] [..]
-
مکیدن
verbto use the mouth to pull in (liquid etc)
-
مک
verb nouninstance of drawing something into one's mouth by inhaling
-
میک
instance of drawing something into one's mouth by inhaling
-
ترجمه های کمتر
- جذب
- کشیدن
- مکش
- درآشامیدن
- درکشیدن
- فروکشیدن
- مکاندن
- چوشیدن
- (با تلمبه یا پمپ و غیره) مکینه کردن
- (با: into) برو بردن
- (خودمانی - زننده) آلت تناسلی مرد را مکیدن
- (خودمانی) بسیار بد بودن
- (مجازی) از رمق انداختن
- تحلیل بردن
- جذب شدن
- جذب کردن
- جرعه 3
- در ورطه افتادن
- دردهان نگهداشتن و حل کردن
- درون کشیدن
- شیره یا شهد چیزی را کشیدن
- صدای مکیدن 1
- عمل مکیدن
- عمل مکیدن 2
- ماده ی مکیده شده
- مقدار مکیده شده در هربار
- مک زدن
- مک زنی
- مکش 0
- مکیده شدن
- هش کشیدن
- هوت کشیدن
- کشانده شدن
- گند بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "suck"
عباراتی شبیه به "suck" با ترجمه به فارسی
-
(عادت بد اسب) هواخواری · بلعیدن هوا
-
کیر مکیدن
-
شپش مکنده · شپش مکنده (رجوع شود به louse)
-
حشرات مکنده
-
بچهخوکها
-
تريكودكتس · شپشهاي جونده · شپشهاي مكنده · شپشهاي گزنده · كوكلوتوگاستر · كولومبيكولا · ليپوروس · منوپن · نازیندمیان · پوستالهخواران · گونيودس
-
لشک. لذاک. لازک. کوسه چسب. کوسه مَک. کوشه کش. چسبک. چسبک ماهی
-
شپشهاي مكنده (نازيندميان)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن