ترجمه "suddenly" به فارسی
ناگهان, ناگاه, غفلت بهترین ترجمه های "suddenly" به فارسی هستند.
suddenly
adverb
دستور زبان
Happening quickly and with little or no warning; in a sudden manner. [..]
-
ناگهان
adverbhappening quickly and with little or no warning
Suddenly rain began to fall.
ناگهان باران باریدن گرفت.
-
ناگاه
adverbThe discordant note disturbed them and dazzled them like a fire that suddenly flashes in the darkness.
مانند روشنائی تندی بود که ناگاه در ظلماتی بتابد و آن جمع کوچک را مغشوش سازد.
-
غفلت
-
ترجمه های کمتر
- بطور ناگهانی
- یک مرتبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suddenly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suddenly
Suddenly, Last Summer (film) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Suddenly" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suddenly در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن