ترجمه "suddenness" به فارسی
فوریت, ناکهانی, بیخبری بهترین ترجمه های "suddenness" به فارسی هستند.
suddenness
noun
دستور زبان
The state of being sudden. [..]
-
فوریت
Merely it became known, with extreme suddenness and everywhere at once, that Eastasia and not Eurasia was the enemy.
فقط به قید فوریت در همهجا منتشر شد که نه اروسیه بلکه شرقاسیه دشمن بود.
-
ناکهانی
-
بیخبری
-
تندی
and the girl threw back her head with a sudden gesture.
و زن با ادای ناگهانی تندی سرش را به عقب گرفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suddenness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suddenness" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) سندرم مرگ ناگهانی کودک در خواب (احتمالا به خاطر عیب دستگاه دمزنی) · سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
-
(عامیانه) رجوع شود به suddenly · شتاب آمیز · غیر منتظره · نابگه · ناگه · ناگهانی · یکباره · یکهو
-
(در مسابقاتی که طرفین دارای امتیاز مساوی هستند) زمان اضافی (که به مجرد آوردن امتیاز از سوی یکی از طرفین خاتمه می یابد -sudden death overtime هم می گویند)
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
-
(عامیانه) رجوع شود به suddenly · شتاب آمیز · غیر منتظره · نابگه · ناگه · ناگهانی · یکباره · یکهو
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن