ترجمه "sudden" به فارسی
ناگهانی, یکهو, ناگه بهترین ترجمه های "sudden" به فارسی هستند.
sudden
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Happening quickly and with little or no warning, snell. [..]
-
ناگهانی
I don't know what the reason is for his sudden success.
من نمی دانم علت موفقیت ناگهانی او چیست.
-
یکهو
He wandered around as if he couldnt believe you wouldnt pop up all of a sudden, poor chap.
بیچاره حیران ماند، انگار باورش نمیشد یکهو غیبت بزند.
-
ناگه
adverb
-
ترجمه های کمتر
- یکباره
- نابگه
- (عامیانه) رجوع شود به suddenly
- شتاب آمیز
- غیر منتظره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sudden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sudden
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sudden" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sudden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "sudden" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) سندرم مرگ ناگهانی کودک در خواب (احتمالا به خاطر عیب دستگاه دمزنی) · سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
-
(در مسابقاتی که طرفین دارای امتیاز مساوی هستند) زمان اضافی (که به مجرد آوردن امتیاز از سوی یکی از طرفین خاتمه می یابد -sudden death overtime هم می گویند)
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
-
بیخبری · تندی · فوریت · ناکهانی
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
-
به سرعت · به یک باره · سریعاً · فوراً · ناگهان · یک دفعه · یکهو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن