ترجمه "sufficient" به فارسی

کافی, بسنده, بس بهترین ترجمه های "sufficient" به فارسی هستند.

sufficient adjective دستور زبان

Capable of meeting obligations; responsible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کافی

    adjective

    adequate to wants

    They support the soldiers with sufficient food and water.

    آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند.

  • بسنده

    adjective

    adequate to wants

    To satisfy my curious reader, it may be sufficient to describe Lorbrulgrud.

    برای خرسندی خاطر خواننده کنجکاو شاید وصف لوربرالگراد بسنده باشد.

  • بس

    interjection Prefix adverb

    because I told my master, that his help would be sufficient

    زیرا به ارباب گفتم که یاری او مرا بس است

  • ترجمه های کمتر

    • قادر
    • بسند
    • صلاحیت دار
    • واجد شرایط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sufficient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sufficient
+ اضافه کردن

"Sufficient" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sufficient در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sufficient" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sufficient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه