ترجمه "sufficiency" به فارسی
کفایت, کافی, بس بهترین ترجمه های "sufficiency" به فارسی هستند.
sufficiency
noun
دستور زبان
Quality or condition of being sufficient. [..]
-
کفایت
nounFifty francs was not sufficient to cancel this debt.
پنجاه فرانک برای تسویه این قرض کفایت نمیکرد.
-
کافی
nounThey support the soldiers with sufficient food and water.
آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند.
-
بس
nounbecause I told my master, that his help would be sufficient
زیرا به ارباب گفتم که یاری او مرا بس است
-
ترجمه های کمتر
- بسندگی
- تکافو
- مناسبت
- بس بودن
- به اندازه
- به اندازه کافی
- ثروت کافی
- مقدار کافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sufficiency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sufficiency" با ترجمه به فارسی
-
بس · بسند · بسنده · صلاحیت دار · قادر · واجد شرایط · کافی
-
خودبسندگي · خودکفایی
-
کفایت کردن
-
بس · بقدر کفایت
-
اتکای به نفس · استقلال داخلی · خودمختاری · خودکفایی
-
آماره بسنده
-
ندیسر ییافکدوخ هب و راک یوسب طیلب همانرب
-
(منطق) شرط کافی · قضیه ی معتبر برای اثبات قضیه ی بعدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن