ترجمه "sufferer" به فارسی
رنجور, دردکش, شهید بهترین ترجمه های "sufferer" به فارسی هستند.
sufferer
noun
دستور زبان
One who suffers. [..]
-
رنجور
he involuntarily groaned, from a habit acquired during his sufferings.
ناگهان بیاختیار بر حسب عادت بیماران رنجور ناله کشید.
-
دردکش
During these wanderings, Pierre noticed that he was spoken of now as the Seeker, now as the Sufferer, and now as the Postulant
پییر در این راهپیمایی دریافت که گاهی او را جوینده و زمانی دردکش و گاهی داوطلب مینامند.
-
شهید
nounand a hundred thousand sufferers who have taken upon themselves the curse of the knowledge of good and evil.
بیش از صد هزار شهید نفرین شده که سخت به میل تشخیص بین نیکی و بدی چسبیدهاند وجود خواهد داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sufferer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sufferer" با ترجمه به فارسی
-
(سختی یا درد و غیره) کشیدن · - بردار بودن · - دیدن · اجازه دادن · ایستادگی کردن · تاب آوردن · تحمل کردن · تن در دادن · جلو آمدن · دستخوش تغییر شدن · دچار بودن · رنج بردن · عذاب کشیدن · فرصت دادن · مبتلا بودن · متحمل شدن · مجازات شدن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · یارا داشتن
-
(قدیمی) رنج · آسیب · اجازه · ارفاق · اغماض · تاب · تحمل · رخصت · رضایت ضمنی · مدارا · نادیده انگاری · گذشت · یارا
-
تاب آوردنی · تحمل پذیر
-
آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
-
تحمل ناپذیر، غیر قابل تحمل
-
(تحمل مشقات برای مدت طولانی) بردباری دراز مدت · بردبار (در دراز مدت) · شکیبایی زیاد · پرشکیب · پرشکیبی
-
آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
-
آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن