ترجمه "suicidal" به فارسی
انتحاری, از جان گذشته, بی پروا بهترین ترجمه های "suicidal" به فارسی هستند.
suicidal
adjective
noun
دستور زبان
Pertaining to suicide. [..]
-
انتحاری
adjective nounHe was the victim of the first-ever suicide bomb in Iraq.
او قربانی اولین انفجار انتحاری در عراق بود.
-
از جان گذشته
-
بی پروا
-
ترجمه های کمتر
- خودکشی گرا
- خودکشی گرایانه
- متمایل به خودکشی
- وابسته به خودکشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suicidal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suicidal" با ترجمه به فارسی
-
افکار خودکشی
-
خودکشی کمکی
-
یادداشت خودکشی
-
انتحار · خود آسیبی · خود کشته · خود کشی · خودکشی · خودکشی کننده · زیان به خود
-
پیشگیری از خودکشی توافقی
-
خودکشی گروهی
-
خودکشی جوانان
-
خودکشی جانوران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن