ترجمه "suicide" به فارسی

خودکشی, انتحار, خود آسیبی بهترین ترجمه های "suicide" به فارسی هستند.

suicide verb noun دستور زبان

(uncountable) Intentional killing of oneself, as a kind of action or social phenomenon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودکشی

    noun

    instance of killing oneself [..]

    Twice as many deaths by suicide than by combat in Vietnam.

    دو برابر کشتههای نبرد ویتنام بواسطه مرگ با خودکشی بود.

  • انتحار

    noun

    instance of killing oneself [..]

    Folly, folly, his heart kept saying: conscious, gratuitous, suicidal folly.

    دلش دم بدم میگفت: حماقت، حماقت، حماقتی آگاهانه و بی مزد و منت و انتحار آمیز.

  • خود آسیبی

  • ترجمه های کمتر

    • خود کشته
    • خود کشی
    • خودکشی کننده
    • زیان به خود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suicide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suicide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suicide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه