ترجمه "summary" به فارسی
خلاصه, مختصر, موجز بهترین ترجمه های "summary" به فارسی هستند.
An abstract or a condensed presentation of the substance of a body of material. [..]
-
خلاصه
adjectiveRegarding a process: That is performed in an expeditious manner without observing the course normally planned. [..]
The summary of my report is accurate beyond scientific dispute.
خلاصه گزارش من به دقتی ماوراء شهرت علمی است.
-
مختصر
adjectiveThe leader of the squad, a specialist in summary executions
فرمانده جوخهی آتش که در اعدامهای سریع و مختصر و مفید تخصص داشت،
-
موجز
adjectiveThese articles are rather summary.
این مقالات تا اندازهیی موجز است.
-
ترجمه های کمتر
- اجمال
- فوری
- چکیده
- عجولانه
- خلاصهنویسی
- اختصاری
- ملخص
- (حقوق) سرسری
- بدون اجرای تشریفات و مقررات (در برابر: plenary)
- بی درنگ
- بی رویه
- جان کلام
- خلاصه نویسی
- شتاب زده
- فشرده
- فشرده (رجوع شود به concise)
- هر چیز خلاصه شده
- پرده صماخ
- کوته وار
- کوته واره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " summary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
خلاصهنویسی
-
خلاصه
In Summary Ray and Ruth now get on well when they travel together.
خلاصه حالا وقتی ری و روث با هم به سفر میروند،کمتر دچار مشکل میشوند.
عباراتی شبیه به "summary" با ترجمه به فارسی
-
خلاصۀ تجزیه و تحلیل عوامل استراتژیک
-
چکیده اجرایی
-
(ارتش) دادگاه نظامی بدوی (ویژه تخلفات جزئی)
-
خلاصه سود و زیان
-
خلاصه کار؛ خلاصه شغل
-
اعدام سریع
-
خلاصه وظیفه