ترجمه "sunbaked" به فارسی

(در اثر آفتاب) چروکیده, آفتاب زده, بو داده بهترین ترجمه های "sunbaked" به فارسی هستند.

sunbaked adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of sunbake. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در اثر آفتاب) چروکیده

  • آفتاب زده

  • بو داده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • خشت خام
    • خشت خشک شده زیر آفتاب
    • خشکانده در آفتاب
    • در آفتاب پخته
    • سوخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sunbaked " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sunbaked" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه