ترجمه "sunbeam" به فارسی
خورپرتو, شعاع آفتاب, پرتو آفتاب بهترین ترجمه های "sunbeam" به فارسی هستند.
sunbeam
noun
دستور زبان
a narrow and intense (relative to ambient light) ray of sunlight [..]
-
خورپرتو
-
شعاع آفتاب
Nothing, only an airy dream, like serene music, floating down a sunbeam, like the gossamers on fine summer days....
هیچ، مگر یک رؤیای سبک، یک موسیقی آرام، که مانند تار نازک عنکبوت در روزهای خوش تابستان در شعاع آفتاب موج میزند ...
-
پرتو آفتاب
Everything lives the cat, the fire, the table, the grains of dust which dance in a sunbeam.
همه چیز هم به یکسان زندهاست: گربه، آتش، میز، ذرات غباری که پرتو آفتاب میرقصند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sunbeam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sunbeam" با ترجمه به فارسی
-
مگسمرغ پشت ارغوانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن