ترجمه "sunni" به فارسی

رجوع شود به Sunnite, سنی, تسنن بهترین ترجمه های "sunni" به فارسی هستند.

sunni
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رجوع شود به Sunnite

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sunni " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sunni adjective noun دستور زبان

The branch of Islam that believes that the Qur'an is the final authority, and that their leaders have no special sacred wisdom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنی

    adjective noun

    follower of the Sunni branch of Islam

    The book said part of the reason Pashtuns had oppressed the Hazaras was that Pashtuns were Sunni Muslims, while Hazaras were Shi'a.

    آنجا نوشته بود یکی از دلایل این بود که پشتونها سنی و هزارهها شیعه بودند.

  • تسنن

    Sunni Islam, a branch of Islam

عباراتی شبیه به "sunni" با ترجمه به فارسی

  • آفتابسان · آفتابگیر · آفتابی · تابناک · خورشید مانند · خوشحال · روبه آفتاب · روشن · سرحال · شاد · شاد و خرم · شوخ و شنگ · نورانی · پرآفتاب · پرنور
  • سنی
  • سانی بودلر
  • جنبه ی خوشایندتر هر چیز · جنبه ی شادتر · طرف آفتابگیر · طرف روبه آفتاب
  • هورا
  • Sunny Lane
اضافه کردن

ترجمه های "sunni" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه