ترجمه "sunshine" به فارسی
آفتاب, روز, نور خورشید بهترین ترجمه های "sunshine" به فارسی هستند.
The direct rays, light or warmth of the sun.Webster's College Dictionary, Random House, 2001 [..]
-
آفتاب
nounSo this story is not all sunshine and rainbows, unfortunately.
پس این داستان سراسر مملو از آفتاب و رنگینکمان نیست، متاسفانه.
-
روز
nounA lot of sunshine throughout much of this beautiful...
توي اين روز زيباي آفتابي...
-
نور خورشید
nounWhile we took it the sunshine seemed less lambent, and Azrak not so aloof from fear.
وقتی چنین تصمیمی گرفتیم، نور خورشید زیاد روشنائی نداشت و الرزق چندانی خالی از ترس و واهمه نبود.
-
ترجمه های کمتر
- خورشید
- دلشادی
- خوشدلی
- هورا
- رخش
- گرمی
- اشتیاق
- شادی
- انعکاس نور خورشید
- تابش آفتاب
- حرارت خورشید
- مناسب برای
- نیم راه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sunshine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sunshine (1999 film)
"Sunshine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sunshine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sunshine"
عباراتی شبیه به "sunshine" با ترجمه به فارسی
-
خورشيدنگارها
-
میس سانشاین کوچولو
-
آفتابنگار
-
درخشش ابدی یک ذهن پاک