ترجمه "superannuated" به فارسی

بازنشسته, قراضه, منسوخ بهترین ترجمه های "superannuated" به فارسی هستند.

superannuated adjective verb دستور زبان

obsolete due to age [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازنشسته

  • قراضه

  • منسوخ

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مهجور
    • متقاعد
    • قدیمی
    • پیر
    • (مهجور) از مد افتاده
    • از کار افتاده
    • زیاد کهنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " superannuated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "superannuated" با ترجمه به فارسی

  • از گردونه خارج کردن · بازنشسته کردن یا شدن · به کار نبردن (به خاطر کهنه شدن و غیره) · بیات کردن · کنار گذاشتن · کناره گرفتن · کهنه نما کردن
  • بازنشستگی · تقاعد · سالخوردگی · کهولت
اضافه کردن

ترجمه های "superannuated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه