ترجمه "superannuation" به فارسی
بازنشستگی, تقاعد, سالخوردگی بهترین ترجمه های "superannuation" به فارسی هستند.
superannuation
noun
دستور زبان
(Australian, New Zealand, UK) A retirement benefit fund, or pension, for which regular contributions are deducted from one's salary whilst in employment. [..]
-
بازنشستگی
noun -
تقاعد
-
سالخوردگی
-
کهولت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " superannuation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "superannuation" با ترجمه به فارسی
-
از گردونه خارج کردن · بازنشسته کردن یا شدن · به کار نبردن (به خاطر کهنه شدن و غیره) · بیات کردن · کنار گذاشتن · کناره گرفتن · کهنه نما کردن
-
(مهجور) از مد افتاده · از کار افتاده · بازنشسته · زیاد کهنه · قدیمی · قراضه · متقاعد · منسوخ · مهجور · پیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن