ترجمه "superfluous" به فارسی

زائد, اضافی, زیادی بهترین ترجمه های "superfluous" به فارسی هستند.

superfluous adjective دستور زبان

in excess of what is required or sufficient [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زائد

    adjective

    Season that enormously with the superfluous for me.

    پس به خاطر من با چیزهای زائد به آن چاشنی بزنید.

  • اضافی

    adjective

    There was no superfluous ornament in the room

    هیچ وسیله تزیینی اضافی در اطاق نبود؛

  • زیادی

    Her husband was simply a superfluous and tiresome person.

    شوهر آنا صرفاً مردی زیادی و مزاحم بود.

  • ترجمه های کمتر

    • اضافه
    • مازاد
    • بیستار
    • حشو
    • نالازم
    • زیادتی
    • زیاده
    • (مهجور) اسراف آمیز
    • بی سود
    • بی نفع
    • بیش از نیاز
    • غیر ضروری
    • پر ریخت و پاش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " superfluous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "superfluous" با ترجمه به فارسی

  • ازدیاد · اضافه · بیش از نیاز · زیاد بود · زیادتی · زیادی · سرشاری · فراوانی · هر چیز زائد یا ناخواسته · وفور
  • ازدیاد · اضافه · بیش از نیاز · زیاد بود · زیادتی · زیادی · سرشاری · فراوانی · هر چیز زائد یا ناخواسته · وفور
اضافه کردن

ترجمه های "superfluous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه