ترجمه "superfluity" به فارسی

اضافه, ازدیاد, فراوانی بهترین ترجمه های "superfluity" به فارسی هستند.

superfluity noun دستور زبان

The quality or state of being superfluous; in excess or overabundance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اضافه

    noun
  • ازدیاد

    noun

    But let no one suppose that this superfluity of employees meant easier work for any one!

    لکن نباید تصور کرد که ازدیاد کارگر، کار دیگران را سهلتر میکرد!

  • فراوانی

    In Arabia, where superfluities lacked, the temptation of necessary food lay always on men.

    در عربستان، یعنی در جایی که فراوانی نعمت وجود ندارد، همه در پی ذا و خوراک هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • زیادی
    • سرشاری
    • زیادتی
    • وفور
    • بیش از نیاز
    • زیاد بود
    • هر چیز زائد یا ناخواسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " superfluity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "superfluity" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) اسراف آمیز · اضافه · اضافی · بی سود · بی نفع · بیستار · بیش از نیاز · حشو · زائد · زیادتی · زیاده · زیادی · غیر ضروری · مازاد · نالازم · پر ریخت و پاش
  • (مهجور) اسراف آمیز · اضافه · اضافی · بی سود · بی نفع · بیستار · بیش از نیاز · حشو · زائد · زیادتی · زیاده · زیادی · غیر ضروری · مازاد · نالازم · پر ریخت و پاش
اضافه کردن

ترجمه های "superfluity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه