ترجمه "superficies" به فارسی

سطح, روکار, برونه بهترین ترجمه های "superficies" به فارسی هستند.

superficies noun دستور زبان

(geometry) A two-dimensional magnitude that has length and breadth; especially such a surface that forms the boundary of a solid [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سطح

    noun

    It is only superficial, but he needs attention, quickly.

    به نظر سطحي مياد ، اما بايد هر چه زودتر پزشك معاينه ش كنه

  • روکار

    noun

    As if a woman were a mere colored superficies!

    مثل اینکه زن صرفاً یک روکار رنگی است!

  • برونه

  • ترجمه های کمتر

    • رویه
    • نما
    • ظاهر
    • شکل خارجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " superficies " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "superficies" با ترجمه به فارسی

  • بیمایگی · دانش سطحی · سطحی بودن · کم مایگی
  • ازرو · بطور سطحی · سطحا · ظاهری
  • برونه ای · برونی · بی مایه · جزیی · رویه ای · سرسری · سطحی · صوری · ظاهری · مساحتی · مسطح · مسطحه · هامنی · وابسته به سطح · کم عمق · کم مایه · کم ژرفا
  • برونه ای · برونی · بی مایه · جزیی · رویه ای · سرسری · سطحی · صوری · ظاهری · مساحتی · مسطح · مسطحه · هامنی · وابسته به سطح · کم عمق · کم مایه · کم ژرفا
  • برونه ای · برونی · بی مایه · جزیی · رویه ای · سرسری · سطحی · صوری · ظاهری · مساحتی · مسطح · مسطحه · هامنی · وابسته به سطح · کم عمق · کم مایه · کم ژرفا
اضافه کردن

ترجمه های "superficies" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه