ترجمه "supersede" به فارسی
ارجحیت دادن, از اعتبار انداختن, از دور خارج کردن بهترین ترجمه های "supersede" به فارسی هستند.
supersede
verb
noun
دستور زبان
(transitive) Set (something) aside. [..]
-
ارجحیت دادن
-
از اعتبار انداختن
-
از دور خارج کردن
-
ترجمه های کمتر
- اولی تر بودن
- برطرف کردن
- تقدم داشتن
- جانشین شدن
- جای خود را (به دیگری) دادن
- جای چیزی را گرفتن
- زائل کردن
- مقدم شمردن
- کنار گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supersede " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "supersede" با ترجمه به فارسی
-
جانشین · لغو کننده
-
نظریههای علمی جایگزینشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن