ترجمه "supinator" به فارسی
(عضله) روچرخان, برون گردان بهترین ترجمه های "supinator" به فارسی هستند.
supinator
noun
دستور زبان
(anatomy) Any muscle that aids supination [..]
-
(عضله) روچرخان
-
برون گردان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supinator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "supinator" با ترجمه به فارسی
-
رو چرخاندن (چرخاندن دست یا مچ به طوری که کف دست روبه بالا یا جلو باشد)
-
(دستور زبان انگلیسی) مصدر دارای to · (دستور زبان لاتین) اسم فعل ساخته شده از اسم مفعول · (شعر قدیم) خمیده به عقب · (کف دست) روبه بالا · استان · خوابیده بر پشت · دور از بدن · رو به جلو · ستان (در برابر: خوابیده بر شکم یا دمرو prone) · شیب دار (به سوی عقب) · طاقباز · پس خمیده
-
پوزیشن خوابیده به پشت
-
بر پشت خوابی · طاق بازخوابی · قراردادن کف دست روبه بالا
-
(دستور زبان انگلیسی) مصدر دارای to · (دستور زبان لاتین) اسم فعل ساخته شده از اسم مفعول · (شعر قدیم) خمیده به عقب · (کف دست) روبه بالا · استان · خوابیده بر پشت · دور از بدن · رو به جلو · ستان (در برابر: خوابیده بر شکم یا دمرو prone) · شیب دار (به سوی عقب) · طاقباز · پس خمیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن