ترجمه "supplement" به فارسی

مکمل, افزودن, متمم بهترین ترجمه های "supplement" به فارسی هستند.

supplement verb noun دستور زبان

Something added, especially to make up for a deficiency. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکمل

    noun

    When it comes to supplements, should you be taking them?

    وقتی صحبت از مکمل های غذایی می شود , آیا باید آنها را مصرف کنید؟

  • افزودن

    verb
  • متمم

  • ترجمه های کمتر

    • ضمیمه
    • اضافه
    • پیوست
    • بسمندگر
    • رساگر
    • مجانب
    • پرگر
    • پساخت
    • پشتبند
    • الحاق
    • ذیل
    • اضافی
    • (روز نامه) جزوه
    • (میزان گشودگی که باید به زاویه داد تا به 081 درجه برسد) مکمل
    • (کتاب و غیره) ضمیمه
    • افزوده
    • بخش افزوده به روزنامه (حاوی کارتون یا اطلاعات سینمایی و غیره)
    • بسمند کردن
    • تکمیل کردن
    • ضمیمه کردن
    • متمم دادن
    • مکمل شدن
    • پایان گر
    • پیوست کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " supplement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "supplement" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "supplement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه