ترجمه "supplementary" به فارسی
تکمیلی, مکمل, اضافی بهترین ترجمه های "supplementary" به فارسی هستند.
supplementary
adjective
noun
دستور زبان
Additional; added to supply what is wanted. [..]
-
تکمیلی
adjective -
مکمل
adjectiveBut supplementary to this, it has hypothetically occurred to me
اما به عنوان مکمل آن، به طور فرضی به نظرم رسیده است
-
اضافی
adjectiveAt each hour of the day three supplementary strokes sound from thechurch bell of the convent.
در هر ساعت روز، سه ضربت اضافی بر زنگ کلیسای دیر زده میشود.
-
ترجمه های کمتر
- تكميلي
- بسمندی
- متمم
- پساختی
- ضمیمه
- کمکی
- افزوده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supplementary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "supplementary" با ترجمه به فارسی
-
جيرههاي تكميلي · مكملهاي خوراكی · مكملهاي غذايي · مكملهاي معدني · مکملها
-
)یآ ما سا( ینامرد یفاضا همیب
-
)ینامرد یفاضا همیب( یامس
-
تغذیه تکمیلی
-
زاویه ی مکمل · گوشه ی پایانگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن