ترجمه "supplementation" به فارسی
الحاق, ضمیمه, تکمیل بهترین ترجمه های "supplementation" به فارسی هستند.
supplementation
noun
دستور زبان
The act of supplementing [..]
-
الحاق
noun -
ضمیمه
nounI have never failed to read the Literary Supplement of <i The Times>.
و آن این است که هنوز هفتهیی فرانرسیده است که من ضمیمه ادبی روزنامه تایمز را نخوانده باشم.
-
تکمیل
Did Nature supplement what man advanced?
آیا طبیعت پیش روی انسان را تکمیل میکند،
-
ترجمه های کمتر
- اتمام
- افزایش در پایان
- هم اوری
- پس اوری
- چیز اضافه شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supplementation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "supplementation" با ترجمه به فارسی
-
(روز نامه) جزوه · (میزان گشودگی که باید به زاویه داد تا به 081 درجه برسد) مکمل · (کتاب و غیره) ضمیمه · اضافه · اضافی · افزودن · افزوده · الحاق · بخش افزوده به روزنامه (حاوی کارتون یا اطلاعات سینمایی و غیره) · بسمند کردن · بسمندگر · تکمیل کردن · ذیل · رساگر · ضمیمه · ضمیمه کردن · متمم · متمم دادن · مجانب · مکمل · مکمل شدن · پایان گر · پرگر · پساخت · پشتبند · پیوست · پیوست کردن
-
جيرههاي تكميلي · مكملهاي خوراكی · مكملهاي غذايي · مكملهاي معدني · مکملها
-
جيرههاي تكميلي · مكملهاي خوراكی · مكملهاي غذايي · مكملهاي معدني · مکملها
-
جيرههاي تكميلي · مكملهاي خوراكی · مكملهاي غذايي · مكملهاي معدني · مکملها
-
جيرههاي تكميلي · مكملهاي خوراكی · مكملهاي غذايي · مكملهاي معدني · مکملها · مکملها (غذایی)
-
من این آموزش را بیشتر برای تمرین خودم با Unity نوشته ام ، و البته برای تکمیل آموزشهای ویدئویی , آنرا بصورت مجموعه ای از دستورالعمل های گام به گام نوشته ام .
-
اضافی · تكميلي · تکمیلی · متمم · مکمل
-
هب ندش هميمض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن