ترجمه "suppurate" به فارسی
ریم کردن, سرباز کردن, چرک کردن بهترین ترجمه های "suppurate" به فارسی هستند.
suppurate
verb
دستور زبان
To form or discharge pus. [..]
-
ریم کردن
-
سرباز کردن
verb -
چرک کردن
By then the burn was suppurating freely through the Vaseline and the smell was terrific.
سوختگی دستش، چرک کرده بود و بوی تعفن وحشتناکی میداد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suppurate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suppurate" با ترجمه به فارسی
-
ریم اور · چرک تولید کن
-
بلوغ · تراوش چرک · ترشح ریم · ترشح چرک · تولید جراحت · جراحت · ریم · فساد · چرک
-
چرک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن