ترجمه "sure" به فارسی

مطمئن, حتمی, یقین بهترین ترجمه های "sure" به فارسی هستند.

sure adjective adverb interjection دستور زبان

Physically secure and certain, non-failing, reliable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مطمئن

    adjective

    certain, reliable

    Search your pockets again to make sure of it.

    دوباره جیب هایت را بگرد تا مطمئن شوی.

  • حتمی

    adjective

    The sure fun of the evening outweighed the uncertain treasure;

    کیف حتمی آن شب کیف نامسلم گنج را عقب برد.

  • یقین

    adjective noun

    I am sure she half understands it already.

    یقین دارم که دیگر نیمی از ماجرا را میداند.

  • ترجمه های کمتر

    • بی گمان
    • حتما
    • مطمئنا
    • مسلما
    • قطعی
    • مسلم
    • واقعا
    • استوار
    • محکم
    • راستی
    • آسوده
    • آری
    • محقق
    • همانا
    • محققا
    • ایمن
    • پابرجا
    • اتکاپذیر
    • باثبات
    • (امریکا- خودمانی) خیلی
    • (در اصل) امن و امان
    • آسوده دل
    • اعتماد پذیر
    • بطور مسلم
    • بی خطر
    • بی گفتگو
    • قابل اطمینان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sure" با ترجمه به فارسی

  • مطمئن ساختن · ندش نئمطم
  • قطعا
  • (امریکا - عامیانه) حتما موفق · شکست ناپذیر
  • (با فعل منفی - خودمانی) مطمئن هستم که · با اطمینان · به طور قطع · حتما · قطعا · مسلما · مطمئنا · همانا · یقینا
  • (امریکا - عامیانه) · (موفقیت یا رویداد و غیره) حتمی · (ندا) بلی · آره · آری · امر مسلم · بی گمان · حتما · پس چی !
  • بی لغزش · ثابت قدم · خطاناپذیر · دارای گام های ثابت ومطمئن · لغزش ناپذیر
  • حتم دارم
  • استواری · اطمینان · خاطر جمعی · قطعیت
اضافه کردن

ترجمه های "sure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه