ترجمه "surcingle" به فارسی

تنگ اسب, کمربند ردای روحانیون بهترین ترجمه های "surcingle" به فارسی هستند.

surcingle noun دستور زبان

a long unpadded strap to pass over and keep in place a blanket, pack or saddle on an animal [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگ اسب

  • کمربند ردای روحانیون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surcingle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "surcingle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه