ترجمه "surcharge" به فارسی

چپاندن, دزدیدن, سربار بهترین ترجمه های "surcharge" به فارسی هستند.

surcharge verb noun دستور زبان

An addition of extra charge on the agreed or stated price. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چپاندن

  • دزدیدن

    verb
  • سربار

  • ترجمه های کمتر

    • (از مشتری و غیره) زیادی گرفتن
    • (بیش از گنجایش) پرکردن
    • (حقوق) تحمیل اضافه هزینه
    • اجحاف کردن (overcharge هم می گویند)
    • اضافه بار
    • اضافه بها
    • اضافه قیمت
    • اضافه مالیات
    • اضافه نرخ
    • اضافه هزینه
    • اضافه پرداخت
    • افزون بها
    • تحمیل کردن
    • دریافت مالیات یا بهای اضافی
    • دستبرد زدن
    • زیاد ستانی کردن
    • زیادی بار کردن
    • عوارض اضافی
    • قیمت اضافی که روی تمبرهای پیشین چاپ می شود
    • مغبون کردن
    • مملو کردن
    • نشان اضافه قیمت به تمبر پست زدن
    • پربار کردن
    • گوش بریدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surcharge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "surcharge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه