ترجمه "survivor" به فارسی
بازمانده, شخص زنده, باقی بهترین ترجمه های "survivor" به فارسی هستند.
One who survives; one who endures through disaster or hardship. [..]
-
بازمانده
nounone who survives [..]
Marcello was the oldest survivor on record because he was the first killer.
مارسلو قديمي ترين بازمانده ي موجود بود ، چون اولين قاتل بود.
-
شخص زنده
nounYou want that rig removed from your ankle... simply be the sole survivor in 30 hours from now.
اگه بخواين اون تجهيزات از قوزک پاتون برداشته... بشه بايد در اين 30 ساعت تنها شخص زنده اون جزيره باشين
-
باقی
leaving only a few hundred survivors.
و تنها چند صدتایی از آنها را باقی گذاشته بود.
-
ترجمه های کمتر
- هدنامزاب
- پایستگر
- زنده مانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " survivor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Survivor (TV series)
"Survivor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Survivor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "survivor" با ترجمه به فارسی
-
یگدن امز اب یعدم