ترجمه "sustain" به فارسی

تحمل کردن, متحمل شدن, نگه داشتن بهترین ترجمه های "sustain" به فارسی هستند.

sustain verb noun دستور زبان

(music) A mechanism which can be used to hold a note, as the right pedal on a piano. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحمل کردن

    verb

    To admit something as valid.

    Some magic is too powerful to sustain, so we imbue objects with it.

    بعضي جادوها زيادي قدرتمندند که بشه تحمل کرد واسه همين ما با اون به اشيا رسوخ مي کنيم

  • متحمل شدن

  • نگه داشتن

    verb

    There might be a fallout shelter built to sustain thousands.

    ممکنه پناهگاه رادیواکتیوی باشه که برای نگه داشتن هزاران نفر ساخته شده

  • ترجمه های کمتر

    • نگهداشتن
    • برپاداشتن
    • پروردن
    • کشیدن
    • (صحت یا عدالت چیزی را) نشان دادن
    • (مجازی) قوت قلب دادن
    • ادامه دادن
    • امتداد دادن
    • به خود هموارکردن
    • به طول انجامیدن
    • تاب آوردن
    • تایید کردن
    • تغذیه کردن
    • حفظ کردن
    • خوراک دادن
    • زنده نگاه داشتن
    • طفره رفتن
    • طولانی کردن
    • غذا دادن
    • پشتیبانی کردن
    • پیگیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sustain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sustain
+ اضافه کردن

"Sustain" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sustain در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sustain" با ترجمه به فارسی

  • sustainable tourism
  • مداوم
  • تاب اورنده · متحمل
  • (رادیو و تلویزیون) برنامه ای که هزینه ی آن را خود ایستگاه یا شرکت سخن پراکنی می دهد نه شرکت های آگهی دهنده
  • رهايش آهسته · رهايش پيوسته · رهایش کنترلشده
  • (پس از شروع) قادر به ادامه (به طور خودبخود) · خویش پرور · فراروند · قادر به تغذیه و نگهداری خود
  • کشاورزی پایدار
  • تحملپذیری · پایایی · پایداری
اضافه کردن

ترجمه های "sustain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه