ترجمه "sustained" به فارسی
مداوم ترجمه "sustained" به فارسی است.
sustained
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of sustain. [..]
-
مداوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sustained " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sustained" با ترجمه به فارسی
-
sustainable tourism
-
تاب اورنده · متحمل
-
(رادیو و تلویزیون) برنامه ای که هزینه ی آن را خود ایستگاه یا شرکت سخن پراکنی می دهد نه شرکت های آگهی دهنده
-
رهايش آهسته · رهايش پيوسته · رهایش کنترلشده
-
(پس از شروع) قادر به ادامه (به طور خودبخود) · خویش پرور · فراروند · قادر به تغذیه و نگهداری خود
-
کشاورزی پایدار
-
تحملپذیری · پایایی · پایداری
-
توسعه پايدار اقتصادی · توسعه پایا · توسعه پایدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن