ترجمه "sustenance" به فارسی
معاش, تغذیه, نگهداری بهترین ترجمه های "sustenance" به فارسی هستند.
sustenance
noun
دستور زبان
Something that provides support or nourishment. [..]
-
معاش
nounWe may also pray for daily sustenance, to be forgiven for our sins, and to resist temptation.
ما نیز میتوانیم روزانه برای امرار معاش، بخشش خطاها و گناهانمان و مقاومت در برابر وسوسه دعا کنیم.
-
تغذیه
noun -
نگهداری
noun
-
ترجمه های کمتر
- خوراک
- قوت
- نان
- اطعام
- رزق
- مرمت
- معیشت
- گذران
- تحمل
- اطعام مساکین
- تاب آوری
- قوت لایموت
- نان وپنیر
- وسیله ی امرار معاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sustenance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن