ترجمه "sustentation" به فارسی
نگهداری, اطعام, برجاداری بهترین ترجمه های "sustentation" به فارسی هستند.
sustentation
noun
دستور زبان
The act, or the result of sustaining; sustainment. [..]
-
نگهداری
noun -
اطعام
noun -
برجاداری
-
ترجمه های کمتر
- پشتبند
- مرمت
- معاش
- شمع
- نگهدار
- حفظ
- اطعام مساکین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sustentation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sustentation" با ترجمه به فارسی
-
برجاداری · حفظ · نگهداری
-
اعانت دهنده · نگهدار · کمک کننده به فقرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن