ترجمه "swallowing" به فارسی
بلع ترجمه "swallowing" به فارسی است.
swallowing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of swallow. [..]
-
بلع
verb nounprocess used to transport food and saliva from the mouth to the stomach
I fancied that you could feel them, and roll them about in you after they were swallowed.
به نظرم میرسید بعد از بلع آنها انسان میتوانست سن بوسهها را حس کند و در شکمش بغلتاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swallowing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "swallowing" با ترجمه به فارسی
-
پرستوی پیامرسان
-
پرستوی دمگاهسفید
-
پرستوی سینهقرمز
-
پرستوی دمسفید
-
پرستوی سیاه و قرمز
-
پرستوی اتیوپی
-
(مردانه) پالتو دم پرستویی
-
بلعنده · قورت دهنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن